تبلیغات
قرآن - خلقت آدم از خاک
ان الدین عند الله الاسلام

تمام مفسرین با ادای جملات مختلف ولی در معانی یکسان، درباره آفرینش آدم چنین نوشته اند: هنگامی که خدامند تبارک وتعالی اراده کرد تا آدم را بیافریند زمین را خطاب فرمود که درصدد هستم از تو مخلوقی بیافرینم. گروهی از آن مرا اطاعت کنند و جمعی از اوامر من سرپیچی نموده و عصیان ورزند. درست کرداران در بهشت قرار خواهند گرفت و نابکاران و نابخردان جایگاهشان در جهنم خواهد بود. سپس جبرئیل را فرمود: از نقاط مختلف روی زمین از کلیه مواد آب ،خاک ،سنگ ،کوه و از مواد و عناصر مشحون مشتی خاک برگیر و بیاور. وقتی او رفت تا فرمان الهی را به اجرا در آورد ،زمین به زبان حال گفت :من به خدا پناه می برم ،هراسناکم از این که از من موجودی خلق شود که در راه خطا و گناه پا نهاده و در آتش جهنم بسوزد. این امر سبب شد تا جبرئیل دست خالی بازگردد و به خدا بگوید که زمین از این وضع ناراحت و به تو پناه می برد.

خداوند میکائیل و اسرا فیل را نیز فرستاد اما آن ها نیز کاری از پیش نبردند تا این که خداوند عزرائیل را فرمان داد تا او این ماموریت را انجام دهد. هنگامی که عزرائیل به نزد زمین رفت برای بار دیگر زمین همان مطالب را گفت ولی عزرائیل کمی خشونت به خرج داد و بالاخره مشتی خاک برگرفت و ماموریت را به پایان رساند.

این خاک که شامل تمام مواد لازم برای انجام چنین پدیده ای بود پس از گذشت چهل صباح (سال) به روز های ربوبی این مشت خاک به خمیر   مایه ای برای به وجود آمدن پیکر آدم به کار گرفته شد و این موجود        حیرت انگیز و شگفت آور که تعجب فرشتگان را برانگیخت هممچنان در مدخل بهشت بود تا با دمیدن روح خداوندی به انسانی کامل تبدیل شد.

من در اینجا می خواهم چیزی بگویم آن هم این که آن خدایی که تمام هستی را در 7 روز آفرید می تواند یک موجود را در آنی بیافریند اما ...

در زمینه خلقت آدم ] از خاک خداون چهار بار به این موضوع اشاره فرموده است:

 از جمله آیات 26 و 28 و 33 در سوره مبارکه حجر :

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (26)

ما انسان را از گل خشکیده اى (همچون سفال) که از گل بدبوى (تیره رنگى) گرفته شده بود آفریدیم.

وَ اِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ اِنِّی خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍمَسْنُونٍ (28)

و (به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشکیده اى که از گل بدبوى (تیره رنگى) گرفته شده، مى آفرینم.

قالَ لَمْ اَکُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ (33)

گفت: «من هرگز براى بشرى که او را از گل خشکیده اى که از گل بدبویى آفریده اى، سجده نخواهم کرد.»

شعری از حافظ شیرازی در همین زمینه:

دوش دیدم كه ملائك در میخـــانه زدند                       گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند

سـاكنـان حـرم سـر و عفـاف ملكـوت                     با من راه‏نشین باده‏ء مستانه زدند

شكـر آن را كه میـان من و او صلح افتاد             صوفیان رقص كنان ساغر شكرانه زدند

آسمـان بـار امـانت نتـوانـست كـشـید                         قرعه‏ء كار به نام من دیوانه زدند

آتش آن نیست كه از شعله او خندد شمع                    آتش آنست كه در خرمن پروانه زدند

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه                    چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

كس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب               تا سر زلف سخن را به قلم شانه زدند

خداوند تبارک و تعالی در آیاتی از سوره سجده (7-9) به آفرینش انسان به بهترین صورت اشاره نموده است‏ :

اََلَّذِی اَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَاَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِینٍ (7)

همان کسى که هرچه را آفرید نیکو آفرید; و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد;

ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِینٍ (8)

سپس نسل او را از عصاره اى از آب ناچیز و بى قدر آفرید.

ثُمَّ سَوّاهُ وَ نَفَخَ فِیهِ مِنْ رُوحِهِ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً ما تَشْکُرُونَ (9)

سپس (اندام) او را نظام بخشید و از روح خویش ]= روحى شریف و برجسته[ در وى دمید; و براى شما گوش ها و چشمها و دلها ]= عقلها[ قرار داد; امّا کمتر شکر (نعمتهاى او را) به جا مى آورید.

پس به استناد همین آیات الهی آدم { از خاکی آفریده شده که دارای تمام عناصر مختلف طبیعی می باشد. وجه تشابه انسان با خاک در این است که خاک تمام موجودات را در خود فرو می برد و آنان را تحلیل می کند آدمی نیز کلیه خواص عناصر موجود عالم را در خود فرو می برد و پس از هضم و تحلیل آنان نتیجه ی مطلوبی به دست می آورد که هرروزه شاهد پیشرفت های علمی هستبم که بوسیله ی همین آدم ها حاصل می شود.

جالب است بدانیم این عناصر خاکی که ابتدا از گل و لای نرم و گندیده و سپس از آب بی قدر به وجود آمده، دارای پیچیدگی ها و خصوصیاتی است که حتی فرشتگان را به حیرت واداشت که انگشت حیرت به دندان گزیدند. در جسم او گوشت، استخوان، غضروف، خون و دیگر نیازمندی های بدن را قرار داد. در این پیکر متحرک 246 پارچه استخوان وجود دارد که هر کدام در جای خود دارای وظایفی هستند. برخی تعداد این استخوان ها را 360 تکه نوشته اند.

این انسان وقتی با دمیدن روح، به فرمان الهی به صورت فردی زنده ظاهر شد حیرت وتعجب فرشتگان را به دنبال داشت. با این حال در اجرای دستور خداوند او را سجده کردند. شیطان که ابتدا در اثر عبادت و ستایش خدای یگانه در صف فرشتگان و مقربین الهی قرار داشت از روی کبر و غرور حاضر به سجده کردن در برابر آدم نشد و به فرمان خداوند بزرگ از درگاه ربوبی طرد و در ردیف کافران قرار گرفت. از خداوند درخواست کرد تا از درون این پدیده ی شگفت انگیز آگاهی یابد. خداوند هم این اجازه را به او داد پس از دهان انسان وارد شد وپس از برسی کلیه اعضا درونی درصدد برآمد تا از قلب و دل او نیز دیدن کند اما خداوند با این امر مخالفت ورزید و مانع ورود وی به قلب انسان گردید. او را خطاب فرمود: آن جا مهبط نور خداوندی است تو را در آن جا جائی نیست.

شعری از حافظ شیرازی در همین زمینه:

در ازل پرتو حسنـت ز تـجـلی دم زد                 عشـق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت        عین آتـش شد از این غیرت و بر آدم زد

نظری کرد که بیند به جهان صورت خویش             خیمه در آب و گل مزرعه ی آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد    برق غیرت بدرخشید و جـهان برهـم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگـه راز                 دسـت غیب آمد و بر سینه نامـحرم زد

دیگران قرعه قسمت همـه بر عیش زدند             دل غـمدیده ما بود که هـم بر غـم زد

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشـت     دسـت در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

حافـظ آن روز طربنامه عشق تو نوشـت              کـه قـلـم بر سر اسـباب دل خرم زد

با همان کبر و غرور بی جا به آدم گفت : اگر امر شود که من تابعیت تو را بپذیرم هرگز به این کار تن نخواهم داد. و اگر امیر و فرمانده تو شوم رحمی از سوی من به تو روا نخواهد شد.

1ـ آنها که احتمال داده اند: منظور از آفرینش انسان از خاک، این است که افراد بشر از گیاهان ـ به طور مستقیم یا غیر مستقیم ـ تغذیه مى کنند، و گیاهان نیز همه از خاکند، درست نیست، چرا که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مى کنند، و آیات مورد بحث، به قرینه آیات دیگر قرآن، اشاره به آفرینش «شخص آدم» است که از خاک آفریده شد.

2 ـ همه این آیات، دلیلى است بر نفى فرضیه تکامل (لااقل در مورد انسان) و این که نوع بشر که منتهى به «آدم» مى شود داراى یک خلقت مستقل است.

از نظر من کسی که مسلمان است پس بدون شک قرآن و آیاتش را قبول دارد.

حال زمانی که خداوند در شش آیه به صراحت فرموده اند که انسان توسط خدا و با خاک و آب و چیز های دیگری که در بالا به طور مفصل نقد شد تشکیل یا بهتر بگویم آفریده شد است پس هیچ گونه جای شکی باقی نمی ماند از جمله این که می گویند انسان و میمون جدی یکسان داشته ویا انسان تکامل یافته ی میمون است و یا انسان قبلاً میمون بوده و از قبیل این حرف ها اما این بدان معنی نیست که "خوب خدا گفته پس دیگر  نیازی به جست و جو یا پژوهش نیست".




طبقه بندی: پژوهش ها، 
نگارش در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط soroosh gholami | نظرات ()
درباره وبلاگ
موضوعات
آخرین مطالب
جستجو
آرشیو مطالب
نویسندگان
ابر برچسب ها
لوگوی دوستان

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :



قالب وبلاگ
لوگوی سه گوش